X
تبلیغات
رایتل
تفاوت زبان ترکی با زبان های دیگر  چاپ
تاریخ : 6 اردیبهشت 1389

 

 

پاره ای تفاوت‌های زبان ترکی با زبانهای دیگر :

 بگفته صاحب نظران ادبیات ترکی در قیاس با زبان فارسی از نظر فصاحت کلام و تعدد واژه ها در بیان مفاهیم احساسی و لطف و ملاطفت وقهرومخالفت و روابط مادی واجتماعی و۰۰۰ غنی تر از ادبیات فارسی است ۰ بقول یکی از مورخین قابل پرسش است که چرا و چگونه این زبان فصیح و عمیق در دشتها وافقهای بیکران بر آمده و بالیده و رشد کرده و این همه لغت و کلام زائیده ؟ جواب اینست که شاید تعدد اقوام و انتشار و گسیختگی آنها از هم وگسترش جغرافیائی وشرایط زیست محیطی و اقتصادی و سیاسی ، شرح جنگها و دلاوریها و وضع مدنی و فرهنگی برای آنها بینش و افکار و اندیشه أی بوجود آورده که بمرور زمان باعث پیدایش و زایش کلام شده و استعمال کلام بمرور آنرا صاف وصیقلی و متبلورکرده وبیشک فصاحت زبان عربی هم تابع همین شرایط بوده است ۰طبعا فصاحت و بلاغت زبان فارسی تا این حد نیست و علت آن کمی سابقه، عدم تحول در طول هزار سال گذشته و نبودن پشتوانه ادبی آنست و ما در اینجا عقاید تعدادی از صاحب نظران داخلی و خارجی را می آوریم :

۱ – دکتر مهاجرانی با اشاره به تحول ساختاری زبانهای اروپائی ، یکی از مشکلات بزرک زبان فارسی را عدم شکوفائی وعدم گسترش آن در هزاره اخیر عنوان کرد و گفت اینکه ما در حال حاضر براحتی و بدون کوچکترین مشکلی می توانیم زبان سعدی و حافظ را درک کنیم از یک لحاظ هشدار دهنده است . چرا که از عدم تحول فرهنگی بدلیل وارداتی بودن تمدن ما، در سده های گذشته است ( ضمیمه روزنامه اطلاعات مورخ ۱۱/۱۱/۱۳۷۴ )

۲ – ابن اثیر جوزی مولف کتاب ” المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر ” زبان عربی را دریا و فارسی را قطره خوانده است ( ص ۶۹ کتاب تامل در بنیان تاریخ ایران – ناصر پور پیرار ) و علت آنهم اینست که کلمات فارسی فصاحت واژه های عرب را ندارند .

در قیاس فارسی و عربی علامه محقق میر سید شریف جرجانی ( ۸۱۶-۷۴۰ ) در کتاب ترجمان القرآن که شامل لغات قران کریم با معادل فارسی آنهاست با دقت هرچه بیشتر برشته تحریر کشیده تاپیروان فارسی زبان مکتب محمدی را با معانی فارسی قرآن کریم آشنا کند . کتاب ترجمان نشان میدهد که در قرن نهم نیز بیان مفهوم اولیه و حتی نسبی یک چهارم از الفاظ عرب مضبوط در قران نیازمند جمله کوتاه و بلند فارسی است تا مفهوم شود. ولی ضبط و توضیح لغات تا قرن نهم طول کشیده و از آنروست که تا پیش ازآن زبان فارسی قدرت و تحمل و تحلیل زبان عرب را نداشته و در بسیاری موارد آنچه را میر شریف جرجانی آورده حدسیاتی است که در معانی واژه های قرآن متصور بوده، نه قدرت واقتدارواقعی آن . پس از ظهور اسلام شعر فارسی با وام بسیار به اوزان عروضی و کلام و لغت عرب هم نتوانست زبان و جلوه وجلای کلام دوران جاهلیت عرب و بکارت او را در یابد ( ص۷۱ تامل در – کتاب دوم پور پیرار )

۳-قرآن کریم که بزبان عرب نازل شده از نظر فصاحت کلام و بیان در برابر فصاحت معلقات عرب ،خود معجزه ایست. ضعف زبان فارسی در قران کریم نیز مورد اشاره قرار گرفته چنانکه زبان سلمان فارسی(که ازیاران پیغمبروفارسی زبان است) بکنایه ودرقیاس با عربی ناآشنا وناتوان معرفی میشود ترجمه آیه چنین است :« میگویندبشری این ها را بتو می آموزد آنکس زبان گنگ عجم ( فارسی ) میداند و این قرآن بزبان فصیح عرب است سوره نحل آیه ۱۰۳ »

۴- آقای محمد حسین روحانی نوشته اند : « در حال حاضر ما با چند صد هزار واژه علمی و صنعتی بزبانهای فرنگی سرو کار داریم که عینا و بصورت روز افزون بزبان فارسی سرازیر شده و میشوند ولی عربها ، واژگان خالص و ناب و سره در فرهنگستان زبان خود ساخته اند که از آن میان ۸۰ هزار واژه کلیدی در علم شیمی است . ۶ – در زمان سامانیان دانشمندانی از قبیل رازی و ابن سینا و بیرونی کتابهای علمی خود را بزبان عرب نوشته و زبان فارسی را برای بیان مطالب علمی علیل دانسته اند. چنانکه از ۱۳۱ اثر مسلم ابن سینا فقط دانشنامه علائی را به فارسی نوشته است و ابن سینارا برای رفع ناتوانی علا’الدوله کاکویه در خواندن مطالب جدی بزبان عرب ، مجبور کردند به فارسی بنویسد. گفته اند علاءالدوله حتی از آن متن فارسی نیز به علت وفور لغت عرب چیزی در نیافت ( درست مثل ترجمه فارسی کتاب قانون ابن سینا (وسیله هژار) که بدلیل زیاد بودن کلمات عربی رساو مفهوم نیست )

۷- ابو ریحان بیرونی بتایید درست ۱۵۳ عنوان کتاب را صاحب بوده است و از میان این کوله بار گران علم که گنجینه أی از نجوم و ریاضیات و فیزیک و تفحص در امور عالم است ، فقط کتاب ( التفهیم ) را هم بفارسی و هم به عربی از بیرونی یافته اند و همین تنها کتاب بیرونی بفارسی نیز، که نگارش نخست آن به عربی بوده برای غنا و توان بیان پی در پی به لغات عربی پناه می برد . دراین کتاب اصطلاحات علمی بزبان عربی است که بنوشته کتاب مزبور تمام واژگان علمی و فنی و عقلی از آن لغت عرب است و نه فقط در عهد بیرونی بلکه اینک نیز جایگزین فارسی ندارد . ( تاملی در بنیان ص ۲۴ پور پیرار )

۷ – نظر بیرونی در مورد زبان فارسی چنین است : فارسی دری «زبان» جدید و نیم عربی شده ایست که بیشتر واژگان آنرا کلمات عربی تشکیل میدهد . علاوه بر این زبان فارسی دری را به حروف عربی نوشته و نیکو ترین آثاری که در روزگار دین و حکومت پدید شد بهمین زبان بود زیرا آن زبان تازه فارسی بیشتر زبان شعر و حماسه بود و هنوز می بایست زمانی سپری میشد تا شایسته تالیفات علمی نیز گردد . این نظر همان سخن ابوریحان بیرونی است که در سایه غزنویان زیست و برای آنان کتابها نوشت . وی چنین می پنداشت که عربی زبان علم و اندیشه و تالیف است نه فارسی . ( حسین مونس – اطلس تاریخ اسلام ص ۲۸۲ )

۸-سابقه و پایه زبان فارسی دری که زبان پهلوی باستان است خود دارای مشکلات زیادی بوده است . آقای احمد تفضلی نوشته اند: شاهدی در دست نیست که بر اساس آن بتوانیم استناد کنیم که فارسی باستان بصورت مکتوب جز در کتیبه شاهان هخامنشی که بخط میخی است در جای دیگر نیز بکار رفته باشدو ناتل خانلری همراه تفضلی هر دو اعتراف دارند: زبان فارسی باستان غیر کاربردی بوده وفقط بکار کتیبه نویسی می آمده. ( تاملی در بنیان ص ۷۸ )

آقای محمد علی اسلامی ندوشن نوشته اند : چنانکه میدانیم از ایران پیش ازاسلام از نوشته و کتاب چیزی در دست نمانده است موجب آن هر چه باشد واقع امر آنست که ما از لحاظ آثار مکتوب ایران باستان با یک خلاءدو هزار ساله رو به روئیم . ( همان منبع )

ملک الشعرا’ بهار در کتاب سبک شناسی جلد اول ص۹۲ نوشته اند :«از روایات فردوسی بر می آید که آریاهای آن روز که در ایران استقرار یافته بودند خود دارای خط و تمدن نبودند و این مبادی و اصول را از رعایا و زیردستان خود آموختند وآن زیر دستان مردم قدیم ایران بوده اند که بعد ها از آنان به دیو تعبیر شده است .»بنوشته دکتر زهتاب ملل غالب، اقوام آریائی اندکه بر ساکنان سابق منطقه که التصاقی زبان بودند ، چیره شده و بنوشته فردوسی همان التصاقی زبانان بآنان سی و سه زبان آموخته اند که در این کتاب اشاره شده .

اینکه شوونیزم فارس سعی میکند با تبلیغ زبان پهلوی پیشینه أی ۲۵۰۰ ساله برای أن جعل کند چیزی در حد حرف و گفتار است و سندی برای ارائه وجود ندارد و بنوشته اورانسکی هم : هیچ مدرکی از تکامل زبان اشکانی – چه دینی و غیر دینی – از اواسط قرن چهارم قبل از میلاد تا اواسط قرن سوم بعد از میلاد منعکس نمیکند

۹ – جرجی زیدان مورخ مشهور عرب و نویسنده کتاب معتبر تاریخ اسلام نمی تواند هیچ نشانی از تاریخ جنگها و فتوحات بصورت مکتوب پیش از « تاریخ یعقوبی » بیاورد و تصریح میکند که کتاب نویسی از یعقوبی شروع میشود و بدلیل دشواری نگارش خط عربی ( و عدم تکامل آن تا قرن چهارم میلادی ) حتی از قرآن نگاری نیز نمونه هائی بس اندک در دست است .

نوشتار خط ترکی و فارسی بر گرفته از خط عربی است و تا قبل از قرن چهارم هجری این خط هنوز تکامل نداشت و حتی اولین قرآن های مکتوب که در زمان حضرت عمر و ابوبکر وسیله هیئت کاتبان قران به ولایات فرستاده شده بدلیل نبودن آوانگاری ، از نظر نوشتاری فرق هائی دارند۰ وچنانکه گفته شد تا نیمه های قرن چهارم کسی از عوام الناس نمی توانست قرآن را بخواند زیرا این خط تکامل و شیوع کامل نیافته بود ، اما از آنجا که قرآن قانون اساسی و وجوهره دین اسلام و بیان کننده احکام شرع و دستورات این کتاب آسمانی بود، پیوسته ضرورت نگارش و انتشارآن بدرخواست نو مسلمانان احساس میشد و از همان قرون اولیه کاتبان وحی سعی در رفع مشکلات آن داشتند و این روند بتانی و خیلی آرام صورت گرفته است

بنابراین کتابهائی که بخط عربی نوشته شده - اعم از ترکی و فارسی و هرگونه خط عربی – عمدتا از اواخر قرن چهارم هجری و سیصد سال پس از ظهور اسلام بوده است . در کتاب بیست مقاله قزوینی آمده است : «قدیم ترین کتابهای فارسی ترجمه تاریخ طبری توسط بلعمی در سنه ۳۸۶ه .ق. وترجمه تفسیر کبیر طبری بین سنوات ( ۳۶۶-۳۵۰ ه. ق. ) و کتاب الابنیه عن حقایق الادویه ابو منصور موفق الهروی ( البته نوشتار مقدمه آن ) بین سالهای ۳۶۲- ۳۵۰ ق .بوده و یک نسخه آن بخط اسدی طوسی است . دوره کامل ۲۰ مقاله قزوینی چاپ دوم ) و این نظریه را خانلری نیر تایید میکند ( تاریخ زبان فارسی ص ۳۵۶ )

۱۰ – واژگان فارسی برای بیان مفاهیم علمی مجهز نیست و مترجمان ایرانی بیش از همه این درد جانکاه را احساس میکنند و از این عذاب میبرند . گاه میشود که انسان یک ساعت ، یک روز ، حتی یک هفته در باره بهمان تغییر زبان خارجی می اندیشد ، مغز و اعصاب خود را می فرساید و سرانجام نیز راه بجائی نمی برد . خوانندگان هم همواره از مترجمان و ترجمه های فارسی اظهار ناخشنودی می نمایند و خود مترجمین نیز بار ها از محدودیت زبان فارسی در ترجمه متون خارجی گلایه داشته اند . ( دکتر م. ح. شهری ص ۶۵ – دکتر رضا باطنی ص ۴۷ – ۴۹ همان )

۱۱ – از نظر زمانی ترکی بر فارسی مرجح است ، چرا که از سپیده دم تاریخ آذربایجان ، محل اسکان مردم التصاقی زبان سومری و ایلامی و … بوده و سومریان نخستین خط نوشتاری را در دنیا ایجاد کرده اند وبگفته دکتر زهتاب و منابع خارجی انتساب زبان ترکی بر پایه زبان التصاقی مسلم و حتمی است و این زبان در طول سده ها و هزاره ها چنین قانونمند و منسجم شده است .

۱۲ – در زبان ترکی لغات و واژه هائی هست که در زبان فارسی معادل و همسنگ ندارد و از این رو قابل ترجمه به فارسی هم نیست . امیر علیشیر نوائی ( ۸۷۶ – ۹۰۶ ) شاعر و نویسنده بزرگ خراسان و وزیر دانشمند سلطان حسین بایقارا (که دارای ۳۲ اثر بزبانهای ترکی و فارسی است ) ۵۰۰ سال پیش کتابی بنام « محاکمة اللغتین » نوشته که جزو آثار کلاسیک زبان ترکی است . کتاب مزبور حاوی لغات ترکی است که در فارسی وجود ندارد . دنباله این کتاب را در عصر ما دکتر جواد هیئت زبان شناس و ترک شناس معروف آذربایجانی بسال ۱۳۷۲ نوشته اند که حاوی ۱۷۵۰ کلمه ترکی از این قبیل است . نویسنده معتقد است در صورت استقصاء و پی جوئی صد ها لغت دیگر از این قبیل بدست خواهد آمد ، زیرا با توجه بلغت نامه ها یا دیکسیونر های ترکی عثمانی و آذربایجانی مشاهده میشود بیش از ۳۰% لغات باهم متفاوت اند و از هر کدام یک الی چهار کلمه ذکر شده ، در حالیکه در ترکی از یک کلمه تعداد زیادی کلمات ساخته میشوند که دارای معانی متفاوت هستند . باتوجه بوجود بیش از ۲۰ زبان و لهجه ترکی که دارای کتابت هستند و هر کدام بیش از ۱۰۰۰ لغت مترادف دارد، هزاران واژه در ترکی موجود است که در فارسی موجود نیست .

۱۳ – افعال ترکی در قیاس با فارسی فوق العاده زیاد و حدود ۲۴ هزار واژه است در حالیکه بنوشته دکتر زهتاب محقق و نویسنده قواعد و گرامر زبان ترکی، زبان فارسی بیش از ۳۵۰۰ و در نهایت تا ۴۰۰۰ واژه دارد بنا بر این فارسی در قیاس با ترکی الکن ونارسا است . افعال ترکی از نظر نوع ، وجه زمان بسیار غنی و متنوع است و این غنا بیشتر تابع حرکات و قابلیت لغت سازی ، ایجاد مفاهیم جدید ، غنای مفاهیم مجرد ، تنوع و قدرت بیان ، تفرعات و تفاوت های جزئی کلمات است ، و از این رو شخصی مانند امیر علیشیر نوائی و بسیاری از شرق شناسان معتقدند که نثر زبان ترکی برای بیان اندیشه و مفاهیم ادبی ، علمی ، اجتماعی و فلسفی رسا ترو مناسب تراز بسیاری زبانهاست . مثلا در ترکی برای بیان انواع درد ها ۲۶کلمه بکار میرود که هر کدام درد بخصوصی را بیان میکند ولی در فارسی بیش از ۵ یا ۶ کلمه وجود ندارد . یا برای دعوا و مرافعه و شکل و حالت ویژه آن، کلمات متعددی هست که در فارسی محدود است یا برای بیان هیجانات قلب حدود ۳۱ کلمه موجود است که در فارسی بیش از ۵ تا نیست . برای بیان پخش و پلا شدن چیزی در ترکی ۱۵ کلمه و در فارسی ۵ تاست و یا برای ترسیدن و پریدن ، یا برای بیان انواع صدا ها و … هر کدام چندین و چند واژه وجود دارد که در فارسی محدود است . بنا براین با وجود کلمات متنوع و متعدد ترکی میتوان با دقت ، ظرافت و مناسبت داد سخن داده و احساس و اندیشه خود را بشکل دلخواه بیان نمود و این خود دلیل بر وسعت ، گستردگی ، غناء و کمال زبان ترکی است . بعنوان مثالی چند :

۱۴ – در ترکی لغات مشابه ( آمونیم ) یا لغات همانند و یکسان با معانی مختلف بسیار است که در شعر و ادبیات و مخصوصا اشعار خلقی ( بایاتی ) استعمال زیاد دارد و عموما بصورت جناس در می آید مثل واژه ( آت یعنی بیانداز ) و ( آت بمعنی اسب ) – در بایاتی قشنگ زیر« گؤزلر » در دو معنی بکار رفته است :

عزیزیم کیمی گؤزلر تار چالان سیمی گؤزلر
قاشین کیمین قاش اولماز گؤزلرین کیمی گؤزلر

که « گؤزلر »اولی بمعنی« انتظار» و دومی بمعنی «چشمها »آمده. و یا در عبارت « آخار سولار درین اولماز » و « آغاج دان میوه نی درین » که درین ، اولی بمعنی « عمیق » و دومی بمعنی « به چینید » آمده . و هکذا در جمله « آغاجدان آلما دوشدو » و « سن او سؤزی اؤزن آلما » که «آلما » در اولی بمعنی« سیب »و در جمله دوم بمعنی « نگیر » میباشد .

۱۴ – مفاهیم و اندیشه هائی که در ترکی می توان با یک واژه بیان نمود در فارسی با یک شبه جمله و یا یک جمله جابجا میشود و علت آن تنوع واژه های ترکی و محدودیت و کمبود واژه های بسیط زبان فارسی است ، زیرا بیشتر آنها بمرورزمان از یاد ها رفته است مثال :

سئویشمک = همدیگر را دوست داشتن ( جمله با۳ کلمه )
گلین جه = بمحض آمدن
گئتمه لی یم = ناچار از رفتن هستم( جمله با ۳ یاچهار واژه )
قوجاقلاشدیلار = همدیگر را در آغوش گرفتند ( ۴ کلمه )
خوسانلاشدیق = بطور خصوصی درد دل کردیم
اوسانمیشام = از دست او به تنگ آمده ام
بیخمیشام = از دست او به تنگ آمده ام .
آغلاشدیلار = باهم گریه کردند
دویونجا = بمحض اینکه سیر شد

۱۵ - هماهنگی اصوات در کلمات یکی ازجالب ترین مشخصه های زبان ترکی است و جزو زیبائیهای و امتیازات آن بشمار میرود . چنانکه حرف اول یا هجای اول ریشه کلمات از هر گروه که باشد ( با صدای نازک یا کلفت ) ، بقیه حروف صدا دار از همان گروه خواهد بود . اصوات یا آوا ها ، در زبان بعنوان عناصر تشکیل دهنده کلمات دارای اهمیت و نقش اساسی است و جالب اینکه در زبان ترکی بین اصوات مختلف هماهنگی لازم بین اصوات مختلف ریشه و پسوند موجود است . مثلا در کلمه «آلماق » چون صدا دار اول حرف« آ » کلفت است صائت هجای دوم « آ » نیز کلفت است و یا در کلمه « اؤزگه لر» یعنی بیگانگان صائت « O اؤ » نازک است صدادار های بعدی«a و a » بعدی نیز نازک است . حتی کلمات خارجی نیز که وارد ترکی میشوند ضمن سازش با این زبان ، تابع همین قاعده خواهند بود .

۱۶- هماهنگی اصوات در زبان ترکی چنان جالب است که می توان تلفظ صحیح کلمه را دریافت چنانکه درست کلمه صابون ، خواهد شد صابین و درست کلمه آلتون ( بمعنی طلا ) خواهد شد آلتین .هماهنگی اصوات اثر مطبوعی در شنونده ایجاد میکند .« مان مولر» زبان شناس اروپائی دراین مورد مینویسد : « هنگامی که ما ، زبان ترکی را با دقت و موشکافی بررسی کنیم ، با معجزه ای روبرو میشویم که خرد انسانی در عرصه زبان ترکی از خود نشان داده است ( مجله باریش ش ۳ ص ۱۷ ) یعنی ابزار گرامری ترکی چنان منظم و قانونمند و کامل است که این تصور را بذهن متبادر میکند که شاید این زبان بنا برهنمود یک فرهنگستان از سوی زبان شناسان خبره ساخته و پرداخته شده و جهت استفاده در اختیار ترک زبان ها قرار گرفته است .( همان ) در حالیکه فارسی ، زبانی خشک و غیر قابل انعطاف بوده و بدلیل محدود بودن افعال و واژه ها میدان مانور زیاد ندارد.

۱۷ - از مهمترین و اصلی ترین تفاوتهای ترکی با فارسی همانا ویژگی های ساختمانی و نحو کلام و ترکیب کلام و ترتیب عناصر جمله است .زیرا ساختار این دو زبان اصلا با یکدیگر همخوانی ندارد و بقولی تفاوت آنها مثل تفاوت روز و شب است . چنانکه در فارسی عنصر اصلی جمله در اول ، ولی در ترکی ، در آخر قرار دارد یا در فارسی کلمات از اول و آخر تکمیل میشوند اما در ترکی فقط از آخر، یا در فارسی صفت بعد از اسم قرار دارد ، ولی در ترکی صفت قبل از اسم قرلر میگیرد. از طرف دیگر ترکی زبانی التصاقی و پیوندی است اما فارسی ، زبانی تحلیلی است. و تفاوت های متعدد دیگر نیز دارد . با توجه به بحث گرامر و دستور زبان ترکی و فارسی و تفاوتهای عمده آنها ، پوچ بودن ادعای کسروی و ایادی او در فقره تحول آذری به ترکی از مسلما ت است.

۱۸ – افعال لازم و متعدی – در ترکی و فارسی افعال ممکن است در شکل اصلی لازم یا متعدی باشند اما با توجه به پسوند ها این قبیل افعال در فارسی محدود و در ترکی دامنه وسیع دارد و در صورت لزوم افعال متعدی درجه دو، و درجه سه ، نیز ساخته میشود . مثلا « گلمک = آمدن»فعل لازم است و مفعول لازم ندارد ، ولی« وورماق بمنی زدن » متعدی است و مفعول لازم دارد که در ترکی با افزودن پسوند« ت »فعل متعدی ساخته می شود چنانکه از مصدر « اوخشاماق = شبیه بودن » میتوان : « اوخشاتماق = شبیه کردن » ساخت و یا با افزودن پسوند « دیر یا دور » به آن متعدی درجه دوم ساخت که میشود : « اوخشاتدیر ماق » . و یا از – اوخوماق ، اوخوتماق متعدی درجه دو است . حالا اگر بخواهیم متعدی درجه سه بسازیم کافی است با اضافه کردن پسوند « دوتدور » به درجه دو عمل کنیم که میشود : « اوخوتدور ماق » ( یعنی کسی را وادار به درس خواندن یا قرائت کردن یا آواز خواندن » است .یا مثال دیگر از وورماق یعنی زدن - که درجه دوم آن میشود: ووردورماق ( کسی را بوسیله کس دیگر زدن ) و درجه سوم متعدی آن خواهد شد: « ووردتدور ماق » یعنی وسیله زدن کسی را فراهم کردن .

۱۹ – پاره ای وجوه کلمات مرکب و بصورت تکراری مشتمل براصطلاحات و عباراتی هستند که درترکی هست و در فارسی ، یا وجود ندارد و یا باین صورت نیست این ترکیبات آهنگ دار، نرمش زبان ترکی را نشان میدهد واستعمال آنها در زبان محاوره و نوشتار موجب فصاحت ، رسائی و غناء زبان ترکی است از آن جمله :

- ترکیباتی در مورد فراوانی ، بیان حالت ، عمق مطلب : یانا یانا – چالا چالا – باخا باخا – سوزه سوزه – زئرین زئرین ( آغلادی ) – داما داما – قاریش قاریش – یئکه یئکه – بوش بوش – قاچاقاچا – گوله گوله –
- بعضی ترکیبات حالتی را بطور پیوسته بیان میکند و بین دو کلمه تکراری واژه ( ها ) قراردارد مثل : گل ها گل ( حین آمدن ) – توت ها توت ( هنگامه گرفتن ) قاو ها قاو ( هنگامه مسابقه ) – گئت ها گئت – چال ها چال – وور ها وور – ایچ ها ایچ – یئه ها یئه – قئر ها قئر – گور ها گور – قاچا قاچ – و …

- نوع دیگر این ترکیبات خردو ریز یک مجموعه را بیان میکند که کلمه اولی خفیف کلمه دوم است : سس سمیر ( سرو صدا ) – سئر سفئه – ایز توز – آری دوری – آپ آیدین – سیریم سرتق – بسه بس ( رقابت – مسابقه ) یول یولاخ – کول کوس – پسه پوسه – چؤر چؤپ – در دمیر – قانلی قادالی – گون گوذران – تؤر تؤکونتی – قاتما قاریشیق – ایز توز ( نشانه ) ایین باش ( سرووضع ) خیریم خیرده – – چولا چوجوق - و …
- نوع دیگر این ترکیبات بیان خلوص و عمق و شدت و نهایت صفتی یا چیزی است : گؤم گؤی – دوم دوز – سپ سرین – قاپ قار ا – قوپ قوری – دوم دوری – ایپ ایستی – یام یاشل – ایپ ایشیق - ( که در فارسی با تکرار عین کلمه بدست میآید مثلا سیز سبز یا زرد زردو…)

زبان ترکی آذربایجانی براساس ساختار و مبانی زیرتشکیل شده است :
۱ - متکی شدن به کلمات و تعبیرات اصلی خود زبان – در ذخیره لغوی زبان آذربایجان ، لغات بنیادین جای اصلی و اساسی دارند، این لغات که نشانگر هویت تاریخی و قومی و در حکم خمیر مایه ترکیب لغوی زبان هستند هر کدام تاریخچه ای بس قدیم و چه بسا به قدمت تاریخ دارند .

۲ – مجهز بودن به علایم و پیوند های بیشماری که ایجاد کلمات و مفاهیم جدید را در این زبان دامن گستر فراهم میسازد . پیوند ها یا پسوند ها علایمی هستند که با الحاق به آخر ریشه ، دو وظیفه مشخص انجام میدهند : گروهی از آنها با الحاق به آخر ریشه ، واژه جدیدی می سازند که معانی کمابیش متفاوت با ریشه دارد و به عنوان لغت مستقل در فرهنگ عمومی زبان ثبت میشود . این پسوند ها یا پیوند ها را « واژه ساز » مینامند مثال : سوسوز ، سوسوزلوق و یا گؤرماق ، گؤروش ، … و گروه دیگر علایمی هستند که با الحاق به آخرواژه ،آن را به پذیرش نقش گرامری خود آماده می سازند که آنها را واژه پرداز می نامند مثال : سوسوزدان ، سوسوزلوق و یا گؤرورم ، گؤرورسن و …

۳ – ساختار محکم و قانونمند گرامر زبان که بدنه زبان را صیانت میکند و به آن این امکان را میدهد که با وجود بعضی بد اقبالیها که در طول تاریخ ( مخصوصا در ۷۰ سال گذشته ) که باین زبان تحمیل شده همچنان جای شایسته خود را محافظت نماید .

۴ – زبان ترکی یک زبان التصاقی و پیوندی است : در زبانهای التصاقی یا پیوندی ریشه واژه خواه از یک یا چند هجا تشکیل شده باشد ، در هیچ شرایط از هم نمی گسلد و شکل آوائی آن ثابت است . مثلا اگر کلمه « سو » بمعنی آب را ریشه فرض کنیم هر پیوند یا پسوندی که باخر این کلمه بچسبد تغییری در شکل و صدای آن ایجاد نمیشود . یعنی هم شکل و صدای واژه «سو » ثابت میماند در نتیجه علایمی که بنام پسوند یا پیوند بریشه افزوده شود ، بسهولت قابل تشخیص است . مثال از خود کلمه « سو » که اسم است : سو – سوسوز – سولوق – سوسوزلاماق – سولاماق – سولاشماق و …یا مثال دیگر از فعل «گؤر» از مصدر« گؤرماق » یعنی دیدن : گؤروش ، گؤره جک ، گؤرمک ، گؤروشمک و … که ریشه کلمه ثابت مانده و صدا و اصالت خود را حفظ میکند .
۵ – چنانکه گفتیم زبان ترکی، زبان فعل و جولانگاه افعال بیکران و باقاعده است – که با تمام گوناگونیها و وجه زمان و غیره ، افعال بی قاعده در آن بچشم نمی خورد ، بر عکس زبانهای تحلیلی ( فارسی ، فرانسه ، انگلیسی ) که صد ها فعل بی قاعده دارد . افعال در زبان های تحلیلی حالت اشتقاقی داشته اما ریشه قادر به حفظ ریشه و پایه خود نیست و یکپارچگی خود را از دست میدهد ولی آوا های آن غالبا بر جای می ماند . مثلا از ماده ( کتب ) کلماتی مانند : کاتب – مکتوب – استکتاب – یکتب – یکتبان و …مشتق شده است .

در زبان فارسی ریشه ها اغلب از نظر ساختار صوتی دگرگون میشود و علایم به اول یا آخر کلمه می آیند مثلا در کلمه « رفت » داریم : روش ، میرود ، برو ، رفتار ، بروم و… که اصالت ریشه از دست میرود ولی در ترکی ریشه کاملا بر جای میماند .نظیر رفتن در ترکی میشود گئدیش – گئدیر – گئت ! گئدیم وگئتمیشم – گئدیردیم – گئت میرم – گئتدین ؟ … که بن فعل ( گئت ) در اول وازه هاتی موجود است

۶ – هماهنگی یا هارمونی آوا ها یا صدا دار ها ( مصوت ها ) با حروف – در ترکی آذربایجانی مصوت ها ( آوا ها ) از نظر تلفظ ، گروه بندیهائی دارند که شناخته ترین آنها تقسیم این صدا ها به صدا های نازک و کلفت است که دارای چهار صدادار کلفت ( i ساکن - او - آ – او ) و پنج مصوت نازک ( ای کشیده – اؤ - او – ا – ا )میباشد . کد در همین کتاب اشاره شده است .

۷ – کوتاهی آواهای صدا دار – در زبان ترکی آذربایجانی تلفظ آواهای صدا دار اعم از اینکه توناژ یا صدای آنها کلفت یا نازک باشد بطور کوتاه ( نه کشیده ) ادا میشود

۸ – اصل توالی پیوند ها – یکی دیگر از جنبه های تمایز این زبان ، اصل توالی منطقی پیوند هاست و بموجب آن ، پیوند ها یا پسوند ها بر اساس میزان اهمیت شان در تصریف ( صرف کردن ) در معنی خود کلمه یا جمله در فاصله دور یا نزدیک تر نسبت به ریشه واژه ، در تماس با سایر پیوند ها قرار میگیرد. مثال : یازیچی لاریمیز دان دیلار یعنی « از نویسندگان مان هستند ) در ترکی میشود : ( یاز +ی + چی + لاریمیز+ دان + دیلار) . و یا در عبارت : ایستک لی لرینیزه یعنی « برای عزیزان تان » (ایسته + ک + لی + لر + اینیز + ه) و همچنین هر عنصری از جمله که دارای اهمیت بیشتر است نزدیک فعل جا میگیرد. اما در فارسی ترتیب جمله برهم است و آن شاید از محاسن فارسی باشد .

۹ – نبودن علامت جنس – در این زبان علامت جنس و همچنین حرف تعریف وجود ندارد . در حالیکه مثلا در انگلیسی حرف تعریف the و در زبان فرانسه و عربی نوع جنس مذکر و مؤنث معین میشود .
دیگر ویژگیهای زبان ترکی از نظر « ویدر مان» زبان شناس آلمانی بشرح زیر است :

- در صرف اسماء پسوند ملکی بکار میرود
- بر خلاف فارسی صفات قبل از اسماء میآیند
- بعد از اعداد علامت جمع بکار نمیرود
- مقایسه با مفعول منه انجام میگیرد
- برای سئوال پسوند موجود است
- برای فعل معین بجای « داشتن » ، از بودن « ایمک » استفاده می شود
- بجای حرف ربط از اشکال فعل ربط و یا قید فعلی استفاده میشود
- زبان ترکی برخلاف زبانهای هند- اروپائی فاقد علامت جنس و حرف تعریف بوده وحرف جربعداز کلمه می آید.
- هرچیزمعین برغیرمعین مقدم است یعنی اگر مفعول صریح روشن باشد بر مفعول غیر صریح غیر معین ، مقدم میشود
- هر عنصری از جمله که به آن بیشتر اهمیت داده شود نزدیک فعل قرار میگیرد .
- عنصر اصلی جمله ( مبتدا و خبر ) ، بر عکس زبانهای هند اروپائی درآخر جمله است یعنی ابتدا عناصر ثانوی وفرعی نوشته شده و عنصر اصلی یا فعل در آخر جمله قرار میگیرد . 

------------------------------------------------------------------------------------------------------ 

البته من به عنوان یک فارس زبان به این مقاله کذب و دروغ هیچ اعتقادی ندارم و فقط محض اطلاع دوستان گذاشتم.....به هر حال بخوانید و خودتان قضاوت کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

@title